السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

542

تفسير الميزان ( فارسي )

مشايخم شنيده‌ام كه مىگفت : « ذو القرنين از انسانهاى ادوار قبلى انسان بوده » و اين حرف خيلى غريب است ، و شايد خواسته است پاره اى حرفها و اخبارى را كه در عجائب حالات ذو القرنين هست تصحيح كند ، مانند چند بار مردن و زنده شدن و به آسمان رفتن و به زمين برگشتن و مسخر شدن ابرها و نور و ظلمت و رعد و برق براى او و با ابر به مشرق و مغرب عالم سير كردن . و معلوم است كه تاريخ اين دوره از بشريت كه دوره ما است هيچ يك از مطالب مزبور را تصديق نمىكند ، و چون در حسن ظن به اخبار مذكور مبالغه دارد ، لذا ناگزير شده آن را به ادوار قبلى بشريت حمل كند . 4 - مفسرين و مورخين در بحث پيرامون اين داستان دقت و كنكاش زيادى كرده و سخن در اطراف آن به تمام گفته‌اند ، و بيشترشان بر آنند كه ياجوج و ماجوج امتى بسيار بزرگ بوده‌اند كه در شمال آسيا زندگى مىكرده‌اند ، و جمعى از ايشان اخبار وارد در قرآن كريم را كه در آخر الزمان خروج مىكنند و در زمين افساد مىكنند ، بر هجوم تاتار در نصف اول از قرن هفتم هجرى بر مغرب آسيا تطبيق كرده‌اند ، زيرا همين امت در آن زمان خروج نموده در خونريزى و ويرانگرى زرع و نسل و شهرها و نابود كردن نفوس و غارت اموال و فجايع افراطى نمودند كه تاريخ بشريت نظير آن را سراغ ندارد . مغولها اول سرزمين چين را در نور ديده آن گاه به تركستان و ايران و عراق و شام و قفقاز تا آسياى صغير روى آورده آنچه آثار تمدن سر راه خود ديدند ويران كردند و آنچه شهر و قلعه در مقابلشان قرار مىگرفت نابود مىساختند ، از آن جمله سمرقند و بخارا و خوارزم و مرو و نيشابور و رى و غيره بود ، در شهرهايى كه صدها هزار نفوس داشت در عرض يك روز يك نفر نفسكش را باقى نگذاشتند و از ساختمانهايش اثرى نماند حتى سنگى روى سنگ باقى نماند . بعد از ويرانگرى اين شهرها به بلاد خود برگشتند ، و پس از چندى دوباره به راه افتاده اهل « بولونيا » و بلاد « مجر » را نابود كردند و به روم حمله ور شده و آنها را ناگزير به دادن جزيه كردند فجايعى كه اين قوم مرتكب شدند از حوصله شرح و تفصيل بيرون است . مفسرين و مورخين كه گفتيم اين حوادث را تحرير نموده‌اند از قضيه سد به كلى سكوت كرده‌اند . در حقيقت به خاطر اينكه مساله سد يك مساله پيچيده اى بوده لذا از زير بار تحقيق آن شانه خالى كرده‌اند ، زيرا ظاهر آيه * ( « فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوه وَمَا اسْتَطاعُوا لَه نَقْباً قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَه دَكَّاءَ وَكانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا وَتَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ . . . » ) * به طورى كه خود ايشان تفسير كرده‌اند اين است كه اين امت مفسد و